شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

223

نفثة المصدور ( فارسى )

« . . . زهى بزرگ مصيبتى كه اگر سپيده‌دم صدرهء خارا چاك زند ، و شگرف نازله‌اى كه اگر ماه منوّر رو به ناخن بخراشد و بخروشد ، سزاوار بود ، بل واجبست افلاك را كه پلاس سياه سواد پوشند ، و نجوم را متعيّن كه بر خاك و خاكستر نشينند . . . الخ » ( 224 ) - ص 48 س 9 ماه در اين حادثهء مشكل . . . الخ اشارتى است به كلف ماه . قس : فلك بگريست و مه را رو خراشيد * در آن ساعت كه زارِ زار رفتى « كلّيّات شمس » ج 6 غزل 2648 بيت 28100 ( 225 ) - ص 49 س 1 - 6 جهان تاند چنين . . . الخ اين سه بيت با تفاوتى اندك در « خسرو شيرين » حكيم نظامى گنجوى آمده است ، بيت اوّل و دوم در ذيل عنوان : « جنگ خسرو با بهرام و گريختن بهرام » « خسرو شيرين » ص 164 س 10 و 11 ، و بيت سوم در ذيل : « مجلس بزم خسرو و بازآمدن شاپور » « خسرو شيرين » ص 98 س 12 . ( 226 ) - ص 49 س 8 جوزايى كم عيار . چنان كه از اين دو بيت خاقانى برمىآيد محتملست زر جوزا نوعى زر كم عيار يا نبهره بوده باشد : چون زرِ جوزايى اختران سپهرند * سخته به ميزان از كياى صفاهان « ديوان خاقانى » ص 353 آفتابى شو ز خاك‌انگيز زر * زى عُطارِد زرِّ جوزايى فرست « ديوان خاقانى » ص 828 ( 227 ) - ص 50 س 1 - 4 دل بر جهان منه . . . الخ ، قس : دل بگسل از جهان كه جهان پايدار نيست * واثق مشو به او كه بعهد استوار نيست « ديوان عطّار » ص 79 غزل شمارهء 114